فرق بين کاتوليکها و پروتستانها چيست؟


نامه الکترونيکی جديد آقای منصور... بتاريخ 16 دسامبر سال 2003.
آقای اندریاس خان سلامم را بپذیرید.
از خداوند لایزال سپاسگزارم که یک بار دیگر قدرت سوال نمودند را داد 
جناب عالی نظر تان را در رابطه به پروتستنت ها و کتولیک ها میخواستم بفهمم
با ابراز تشکر
منصور
با عرض سلام به خدمت برادرم منصور احمد،
و اما بعد، از خداوند خواستار صحتمندی و موفقيت تان هستم.
بيساری مردم در دنيا مسيحيت را به دو بخش مينگارند، کاتوليکها و پروتستانتها. در مورد اين که کدام آنها درست و کدام آنها نا درست است سوالهای زيادی است. در صدر اين مشکل بهتر ميشود من به آيتی در کلام زنده خدا بروم که بيخ تمامی گنکسی ها را ميلرزاند. در کتاب خروج (کتاب دوم تورات) در فصل 20م ما احکام خدا را چنين مطالعه ميکنيم:
«و خدا اينطور به آنها گفت: "من خداوند، يگانه خدای شما هستم که شما را از از سرزمين مصر بيرون آوردم. آری، از خانه غلامی شما را آزاد کردم. شما نبايد خدايانی ديگری داشته باشيد. شما نبايد برای تان بتهای برای تان بتراشيد، هر صورتی تراشيده ای که در آسمان در بالا است و يا در زمين که در پيايين است و يا در آبی که در زير زمين قرار دارد. شما نبايد آنان را عبادت و يا خدمت کنيد، زيرا که من خداوند که خدای شما هستم، خدای غيور هستم...» خروج فصل بيست و آيات 1 تا 5م. همين قومانده خدا در کتبهای ديگری کلام خدا نيز بصورتهای گوناگون ذکر شده که اينک يکچند ازين آيات را برای تان برای مراجعه مينويسم؛ کتاب تثنيه فصل 6 و آيت 14، کتاب دوم پادشاهان فصل 17 آيت 35، کتاب ارميای نبی فصل 25 آيت 6 و فصل 35 آيت 15، کتاب خروج فصل و آيات 23 و 24 و 27، باز هم  کتاب تثنيه فصل فصل 4 و آيات 15هم تا 19هم و فصل 27 و آيت 15هم وغيره.
در نام مسيحيت کليساهای زيادی است که بدون در نظرداشت آيات و احکام خدا که در بالا ذکر شده بتهای بخود ميسازند و کسانی ديگری را مقامهای قايل ميشوند که برخلاف قانون خدا و احکام خداست. بهترین مثال زنده آن پاپ جان پال دوم است که کاتوليکها او را نماينده خصوص خدا ميخوانند و يا بسياری شان ميگويند که او وجود خدای زنده در زمين است که اين يک گناه است. در کلام خدا ما ميخوانيم که همه (انسانها) گناه کرده اند و از جلال خدا محرومند و همه انسانها نياز به بخشش از گناهان را دارند که اين بخشش تنها در ذات خود خدا متکی است. شما همين مشکل را حتی در بخشهای کمی پروتستانها نيز ميتوانيد مشاهده کنيد. بعضی از پروتستانها بتهای ديگری در خود دارند که مانند، شرابنوشی، فحشا، دروغگوئی، دزدی وغيره ميباشند و سپس اگر کسی از آنها بپرسند که مذهب شما چيست، آنها ميگويند مسيحی. در کدام جای کلام خدا مسيح به ما گفته که ما درزی کنيم و يا شرابخوار باشيم و يا قاتل باشيم؟ در کلام خدا در عهد جديد و عتيق کاملاً واضح است که ما در هر کاری که ميکنيم بايد روی خود را به خدا کنيم و از قدوسيت او درس بگيريم. در کلام خدا آمده: «در حضور من مقدس باشيد زيرا که من مقدس هستم!» کتاب لاويان (تورات-عهد قديم) فصل 11 و آيت 44 و فصل 19 و آيت 2 و فصل 20 آيت هفتم، و رساله اول پترس فصل 1 و آيآت 15 و 16هم. خدا در قدوستيت خود يک خداست و خدا وميخواهد که انسان نيز در حضور او مقدس باشد و به يک دل باشد و تنها او را خدای خود بداند نه که صورتهای تراشيده را. سوال شايد بميان آيت که پس عيسی مسيح را ما خدا ميخوانيم، آيا اين شرک و صورت تراشيدن نيست؟ عيسی مسيح خود خداست و او خودش بصورت انسان بميان ما آمد. انسانها او را نتراشيد و يا انسانها يک انسان ديگری را خدا نخواند بلکه خدا خودش انسان جور شد. ميگويند چی لازم بود که خدا انسان شود، آيا خدا نمی توانست با قدرت عظيم خود انسان را نجات بدهد؟ بلی خدا ميتوانست که به قدرت خود انسان را نجات بدهد بدون اينکه او خودش انسان شود ولی دران صورت عدالت خدا پايمال ميشد. خدای که مهربان و رحيم است، همان خدا، خدای عادل و مقدس نيز هست. انسان گناهکار است و نمی تواند در مقابل قدوسيت خدا داخل شود ورنه عدالت خدا پايمال ميشود، به همين سبب است که خدا خودش بصورت انسان در ميان ما آمد تا او ميان قدوسيت خود و عدالت خود و ميان ما انسانهای گناه کار ميانجی گر شود. انسان شدن خدا پلی است که که ما را در پاکيزگی بحضور قدوسيت خود ميخواند. و تمامی اين با ايمان ما به خداوند عيسی مسيح که او منجی ماست ممکن ميشود. پس بدين وسيله نه تنها عدالت خدا برقرار ميماند بلکه محبت خدا و فيض خدا بالای ما انسانها ميدرخشد. عيسی مسيح صورت تراشيده نيست بلکه او خودش خدای زنده است که به نسبت محبت زيادش با ما خود را پايين آورد.
پس فرق بين کاتوليکها و پروتستانها چيست؟
فرق عمده اين است که کاتوليکها بجای خدای قدوس انسانهای ديگری را همان احترامی را قايل اند که تنها خداوند قابل آن احترام است. کاتوليکها نيز مريم باکره را مقام الوهيت قايل اند که در تمامی کلام خدا ما هيچ اشاره ای به اين موضوع نداريم. در فصل اول انجيل لوقا ما گواهی مريم باکره را چنين ميتوانيم بخوانيم:
«جان من خداوند را ستايش ميکند و روح من در خدای نجات دهنده ام خوشی کرده. زيرا که او نگاه لطفی به حالت عاجزی کنيزش کرده. و ازين پس همه نسلها مرا خوشا بحال خواهند خواند، زيرا که قادر مطلق کارهای بزرگی برای من کرده و تنها نام او مقدس است. و رحمتهای او نسل در نسل بر آنهای ميماند که از او ميترسند. کسانی که در خيالات دل خود متکبر بوند، خدا آنان را تيت و خجل کرده و زورمندان را از تختهای شان بزير انداخته و بی کبران را سربلند کرده است. گرسنگان را با چيزهای خوب نوازش داده وثروتمندان را با دست خالی بيرون رانده است. او اسرائيل خادمش را کمک کرده، زيرا که او رحمتهايش را بياد آورده، بلی، درست همانطوريکه او با پدران ما گفته بود. بلی، با ابراهام و پسران او تا به ابد.»
آقای منصور، آيات بالای يگانه گواهی مريم است که ما در کلام خدا از دهان او ميشنويم. در آيات بالای مريم نه تنها خود را کنيز خداوند ميخواند بلکه او ميگويد که در مقابل خدای مقدس او عاجز نيز است. همين آيات است که کاتوليکها در چشمهای انسانها خاک انداخته آنها را گمراه ميکنند. بسياری از کاتوليکها در زندگی حتی يکبار نيز کلام خدا را باز نمی کنند و آنها فقط چيزی را که ملاهای شان به ايشان درس ميدهند را گوش گرفته پيروی کورکورانه ميکنند. اگر آنها کلام خدا را بخوبی و بطور سيستوماتيک مطالعه کنند پئی خواهند برد که رهبران شان بخاطر مقامهای دنيوی آنها را از محبت خدا محروم ميکنند.
خاموش بودن مريم در زير صليب عيسی مسيح نشاندهی آن است که او خودش احتياج به بخشيدن گناه را از عيسی مسيح داشت. خدا را پسنديد که او يکی از بندگانش را خوش کند و از طريق او مانند کودک انسانی (ولی نه بخواهش انسانی – انجيل لوقا فصل 1 آيات 26 الی 38) به دنيای تاريک ما قدم گذاشت. در فصل 19هم انجيل لوقا و آيت 25 تا 27 ما ميخوانيم که مريم در زير صليب عيسی با زنان ديگر ايستاده است. چطور يک مادر ميتواند پسر خود را بر صليب ببيند و ننالد؟ يک مادر بايد به نزد عسکر و يا صاحب منصب و حتی بيباکانه بايد به نزد پادشاه ميرفت و خود را در خاک می انداخت و عذرخواهی ميکرد که «آه پادشاه سلامت پسر مرا ببخشيد او ديوانه است.» آری برای نجات دادن پسر يک مادر ميتواند به هر صورت پسرش را نجات بخشد و باور کنيد اگر مريم اين کار را ميکرد شايد مورد ترحم حاکم (پيلاتس) قرار ميگرفت و او را پس از چند شلاق ديگر و تهديد ميرهاند و سپس مريم او را گرفته به کشوری دورتر ميرفت تا او را از جنجال نجات ميداد. و اما، بلی و اما! مريم خاموش در زير صليب ايستاده است و حتی حرفی نميزند. زيرا که او با خاموشی خود اقرار ميکند که «من کی هستم که عيسی را نجات دهم؟ من خودم محتاج نجات در حضوری او هستم!» مريم را خداوند وظيفه خاصی داده بود چو خدای جلال در رحم او بقدرت خود نه ماه را گزراند و سپس 30 سال ديگر را در خانه او سپری کرد و باز سه و نيم سال ديگر را به او (مريم ) و ديگران قدرت خود را با معجزاتش آشکار ساخت. بلی، مريم درست مانند ما و شما نياز به بخشش گناهان را داشت. همين جاست که کاتوليکها چشمهای خود را برای حقيقت پوشانده و نه تنها مريم را کمو بيش مقام الوهيت را ميدهند بلکه با مجسمه سازی او، و يوسف و عيسی، از احکام خدا که در فصل 20م کتاب خروج ذکر کرده سرپيچی ميکنند، و لهذا پت پرستی ميکنند که اين گناه است.
کلام خدا برای خواندن و فهميدن است و کلام خدا اجاره ملايان نسيت بلکه کلام خدا بزرگترين کتاب حل مسايل انسانهاست و کلام خدا را خدا برای تمامی انسانها داده.
در کليسيای عيسی مسيح هيچ کسی بزرگتر از کسی ديگری نسيت. همه بايد به خدا جوابده باشند. هيچ کسی نمی تواند ضامن گنا و يا قصور کسی ديگری شود. تمامی پاسخگو به خداوند است. همه خادمان هستند و خدا هريک را وظيفه ای داده و قابليتی داده که تنها بايد برای جلال خدا استفاده شود. کسی را خدا قابليت دانستن زبانها را داده تا آنها بين ديگر انسانها و کليسيا کمک لسانی کند، کسی قابليت تبليغ را دارد تا آنها کلام خدا را بصورت درست و همانطوريکه ذکر شده به انسانها بخش کند و کسی را خدا قابليت معلمی را داده تا آنها بتوانند کلام خدا را بدرستی درس بدهد و کسی را خدا قابليت سرودخوانی و نواختن آلات موسيقی را داده تا آنها برای جلال خدا بسرايند و ديگران را تعليم سرودخوانی بدهند. راستی خوب ميشود که از شما يک سوال کنم: «آيا شما هرگز فکر کرده ايد که معنی زبور چيست؟» در کشور ما و در ميان مسلمانان ميگويند که زبور يکی از کتابهای آسمانی بود که خدا به داود داد. ولی هيچ کسی نمی داند که معنی زبور چيست. بسياری مذهب پرستان مانند طالبان وغيره کاملاً برخلاف موسيقی وسرودخوانی بودند و کاملا هرگونه موزيک را حرام ميگويند. آيا در نظر شما در ثنای خدا سرود خواندن حرام است؟
آيا ميدانيد که کلمه "زبور" به معنی سرود، بيت، غزل، نغمه، وغيره است. پس کتاب زبور کتاب شاعری است و در حقيقت کتاب که پر از سرودهای است که در ثنای خدای متعال خوانده شده. کتابی نسيت که خدا از آسمان بزمين انداخته باشد که "بگير" بلکه کتابی است که درای 150 غزلهای است که خداوند انسانهای مانند داود، آصف، پسران قوره، سليمان و موسی را هدايت کرده تا در ثنای او سرودخوانی کنند. بلی کتاب زبور بمعنی سرود است که خداوند در تمامی آنها خواست خود را، محبت خود را، فيض خود را، رحمتهای خود را، پيشگوئی های خود را در مورد آمدن اش بصورت انسان، و نيز احتياجهای انسانی را ذکر کرده. تمامی اين کتابها را خدا به انسانها الهام کرده. اين يک نمونه ديگر دوستی خداست که انسان را افتخار نوشتن کلام را داده تا دوستی خود را به آنها اعلام کند. در زبور بار بار آمده که ما بايد برای خداوند سرود بخوانيم و با آواز شادمانی به حضور او بياييم و او را با سرود بپرستيم که در آخر اين نامه يک لست کامل مراجعات را برای تان مينويسم که اگر شما کلام خدا را در دست داشته باشيد ميتوانيد به اين آيتها مراجعه فرموده آنها را بخوانيد.
و اما فی الحال باز هم در مورد فرق بين کاتوليکها و پروتستانها را بايد کمی بيشتر بحث کنيم. کلمه پروتستانت به معنی "اعتراض کننده" است. در ادوار مختلف خادمهای خدا بوده اند که خواسته کلام خدا را بايد هرکس بخواند و جاگير يک شخص و يا يک سازمان نباشد. بهمين ترتيب در ادوار مختلف اشخاصی نيز بوده اند انسانها را از خواندن کلام خدا محروم کرده اند که کاتوليزم يکی از بزرگترين سازماندهی اين جنايات بوده اند. در ادوار مختلف خادمهای خدا را با آتش سوختانده اند و زير تيغ کشته اند و به زندان انداخته اند. کاتوليکها و يا بهتر ميشود که بگوييم مذهب و ارباب مذهب هميشه مانند گرگان کلام خدا را از مردم به حيله های گوناگون دور ميگذاشتند و ميگفتند که کلام خدا را تنها ميتواند آدمهای مخصوص (که اشاره به خود شان بود) بخواند و ديگران تنها به آن ادمهای مخصوص شده گوش بدهند و بس. مسيحيان حقيقی و علمای کلام خدا در غارها و مخفييانه مجالس ميداشتند و اگر مخبری ميشد آنها دولت و ارباب مذاهب مسيحيان را زنده ميسوختاندند که يکی از بزرگترين مثال اين قربای از خادم خدا "وليام تندال" است(1525 A. D.) که او جرأت مندانه کلام خدا را به لسان انگليسی ترجمه کرد و سپس گرفتار شده بدست آمران زمان و ارباب مذاهب زنده در آتش کشته شد. شما ميتوانيد زندگی نامه مختصر برادر شهيد وليام را در اين آدرس رفته بخوانيد:
http://www.llano.net/baptist/tyndale.htm
و يا شما همچنان ميتوانيد فلم سينمائی در مورد اين مرد خدا را ببينيد که بنام:
God’s Outlaw, The Story of William Tyndale
است مشاهده نماييد که بسيار چشم باز کننده است.  شما ميتوانيد که اين فلم را از امازون فرمايش داده ببينيد و يا ميتوانيد کرايه گرفته مشاهده کنيد. آدرس صفحه امازون برای فلم زندگی نامه وليام تندال:
      به اين جا کلک کنيد
مثال ديگری از جرأت مندی مرد خدا مارتن لوتر را ميتوانم با شما بخش کنم که در سالهای 1483 - 1546 در آلمان زندگی ميکرد و خودش نيز يکی از ملايان قدرتمند کاتوليکی بود. وقتی برادر لوتر از دانشگاه بيرون شده به منصب ملائی خود ادامه داد او کلام خدا را خواست بخوبی مطالعه کند. در زمان مطالعاتش به اين نتيجه ای نهائی رسيد که کلام خدا را نبايد از مردم عام پنهان داشت بلکه بايد هر آيت کلام خدا را برای مردم بايد خواند و بايد آنان را تشويق کرد که هر انسان بايد کلام خدا را بخواند. کاتوليکها به انسانها درس دروغين ميداندن که انسان تنها ميتوانند از طريق پال و يا معاونين او بخدا برسند و نيز اينکه همه اين مسئله ميتواند تنها از طريق مريم باکره ممکن باشد که او بين خدا و انسان ميانجيگر است. مطابق آنها انسان گناه کار تنها ميتواند به پيش يکی از ملايان بيايند و آن ملا سپس پيش مريم عارض شود و تا مريم بين آنها و خدا ميانجيگر شود. لازم است که در کلام خدا در هيچ جائی چنين اشاره یه اين گونه چتيات نشده، پس وقتی که برادر لوتر کلام خدا را مطالعه ميکرد خدا او را به اين آيت کمک کرد:
و ببين، برای کسی که متکبر است، جان او در خودش راست نيست ولی عادل با ايمانش زندگی خواهد کرد. کتاب حبقق فصل 2 و آيت 4م. و اين آيت را او نيز با عهد جديد (انجيل) مقايسه کرد که در آيات ذيل ذکر شده:
«چرا که انجيل به ما نشان ميدهد که خدا چگونه انسان را عادل ميشمارد و همين پايه ايمان ماست که بر ايمان بنأ شده، چنانکه نوشته شده، "شخص عادل بوسيلهء ايمان زندگی ميکند."» روميان فصل 1 و آيت 17هم،  ونيز، " و حال اين کاملاً روشن است که هيچ کسی پيش خدا بوسيله شريعت عادل شمرده نمی شود، زيرا، شخص عادل بوسيله ايمان زندگی ميکند.
وقتی که مارتن لوتر اين آيات را مطالعه کرد و غور کرد که انسان نمی تواند توسط انسانی ديگری بخدا آواز خود را بلند کند بلکه تنها خود انسان (تک تک و هرکس جداگانه) ميتواند در حضور خدا مسائل خود را شخصاً پيش او عرض کند و اين تنها از طريق ايمان به خدا ممکن است نه از طريق انسانی ديگری مانند پاپ ها ملايان و يا مريم باکره که خود يک انسان و ساخته خدا بود و احتياج به خدا داشتند. مارتن لوتر نيز آيات ديگر را که تنها عيسی مسيح بين الوهيت اش و انسان گناهکار ميانجيگر است را در اين آيت دريافت:
«زيرا يک خدا و يک ميانجيگر بين خدا و انسان وجود دارد، يعنی شخص عيسی مسيح. رساله اول پاولوس رسول به تيموتاوس فصل 2 و آيت 5م.
وقتی او کلام خدا را بغور مطالعه کرد، ديد که اربابان مذهب انسانهای بيچاره را کور نگاهداشته و از همين سبب او احتجاج (و يا پراتست) کرد که اين باعث نه تنها زندانی شدن مارتن لوتر شد بلکه بنائی شورش تحول در مسيحيت نيز شد که واقعاً کار خود خدا بود تا کلامش را به همه مردم دنيا برساند.
هرچندی که کليسيای پروتستانها بنامهای گوناگونی ياد ميشوند ولی مقاصد شان يکی است. و آن اينکه ميانجيگر اصلی برای انسان تنها عيسی مسيح است نه انسان ديگری. و تنها بواسطه عيسی مسيح انسانها ميتوانند از گناه نجات بيابند نه توسط کسی ديگری. تنها او ميتواند ما را مشکل کشا باشد نه انسانهای ديگر.
و اما بايد ذکر کرد که کسانی نيز هستند که در لباش بره خود را پروتستان مينامند در حاليکه حقيقت آنها گرگان درنده است که انسانها را ميخواهند گمراه کنند. مثلاً کسانی که بنام ميگويند که مسيحی هستند وکليسيا نيز برای خود دارند ولی زندگی شان هيچ نمايندگی از قدوسيت که خدا امر فرموده، (در حضور من مقدس باشيد زيرا که من مقدس هستم!» کتاب لاويان (تورات-عهد قديم) فصل 11 و آيت 44 و فصل 19 و آيت 2 و فصل 20 آيت هفتم، و رساله اول پترس فصل 1 و آيآت 15 و 16هم). مثلاً کليسای مورمونها، کليسيای جهووا وتنسز، کليسياهای لسبيانزم (همجنس بازان) کليسيای لبرالها که کاملاً به خدا حتی ايمان ندارند. کلام خدا در مورد اين گونه کليسياهای قبل از قبل ما را آگاه ساخته که در ايام آخر چنين کسانی ميايند که مردم را گمراه بسازند. شما ميتوانيد فصل 24 انجيل متی را درين مورد مطالعه کنيد و نيز اعمال رسولان در مورد اينگونه مردم مطالب زيادی دارد.
يکی از خواهش های من از شخص شما اين است که لطفاً کلام خدا را خود تان کاملاً مطالعه فرماييد و ببينيد که خدا برای انسان چی ميخواهد. باور کنيد که باعث برکت تان خواهد گرديد.
چهار پايه ريفارماسيون (بنای پروتستانها) چنين است:
تنها مسيح و تعاليمش بايد پايه و بنای کليسا باشد. (نه پال جان پال و همانند آنان و يا انسانهای که خود شان نياز به بخشش از گناه دارند.
تنها کلام مقدس بايد خوانده شود و مطابق آن عمل شود. (نه فلسفه های انسانی و يا تفسير انسانی)
تنها از طريق ايمان به مسيح ميتوان انسان از گناه آزاد شد. (نه از طريق مذهب و يا ملا و يا اربابان مذهب)
تنها از طريق فيض خدا و بواسطه عيسی مسيح و ايمان ما به عيسی مسيح خدا ما را عادل ميشمارد. (نه توسط کسی ديگری و راه ديگری و مرجع ديگری)
مارتن لوتر تمامی کلام خدا را مطالعه و سپس به همه کسانی که به او احترام داشتند گفت که برای آزادی ترجمه و خواندن کلام خدا برپا بخيزند. او سرود انقلابی را به زبان آلمانی نوشت زمانی که خودش در زندان بود. کوچه های آلمان دران دور از آواز آن سرود پر شده بود و خدا در زندگی مردم کار عظيمی ميکرد. اين است ترجمه آن سرود بزبان انگليسی:
       به اين جا کلک کنيد
و به زبان آلمانی:
       به اين جا کلک کنيد
خلاصه کلام:
مهم ترين فرق بين پروتستانهای خدا پرست و کالوليکها بت پرستی ( و يا شرک) است که در کلام خدا در فصل 20 کتاب خروج ما خوانديم که خداوند هرگز نمی خواهد که جلالش را به کسی و چيزی ديگری بدهد. تنها خودش لايق پرستش و عبادت ماست و تنها احترام الوهيت به او مبارک است نه به انسانها و چيزها. و اما بهترين عمل اين است که ما کلام خدا را کاملاً بخوانيم و خود ما به نتيجه برسيم که خدا با ما چی صحبت ميکند. چنانچه در کلام خدا در زبود 119 و آيت 105 آمده:
«کلام تو برای پاهايم چراغ و برای راههايم نور است!» واقعاً اگر ما کلام خدا را بدرستی و کاملاً سستوماتيک (يعنی از اول گرفته تا آخر) مطالعه نکنيم ما مانند مثالی ميشويم که در وطن گويند، "نيم ملا خطر ايمان است". والا که تنها ايمان به مسيح باعث ميگردد که ما برای هميشه هميشه از گناه نجات بيابيم و اما کلام خدا را خواندن برای زندگی روحانی ما را تقويت روزانه هست. همانطوريکه اگر ما نان نخوريم و آب ننوشيم پژمرده ميشويم، و اگر ما کلام خدا که نان روحانی است را نخوريم ما نمی توانيم در زندگی روحانی خود رشد کنيم.
برادر عزيز من هميشه برای شما در دعا هستم و از تمامی ايميلهای تان لطف ميبرم. خدا شما را برکت بدهد. لطفاً ذکر نکنيد که پاسخ دادن به سوالها شما باعث تکليف من است. نه هرگز نه. من خيلی خوشحال ميشوم که به سوالهای شما و برادران و خواهرانم پاسخی بدهم. چنانچه که در کلام خدا برايم هدايت شده:
«و اما مسيح را در قلبهای تان به حيث خداوند تقديس بداريد و هميشه آماده باشيد، اگر کسی علت اميد که در شماست را بپرسد، آنان را با ملايمت و احترام جواب بدهيد.» رساله اول پترس فصل 3 و آيت 15هم.
بلی دوست عزيز، من بايد مطابق فرمان خداوندم نه تنها شما را احترام کنم بلکه بايد در تمامی امور ملايم باشم. هرچنديکه انسان هستم ولی هميشه کوشش ميکنم که خداوند اين قدرت را به من اعطا کند تا با همه انسانها محبت کنم چنانچه آقايم، خداوند عزيز به همه انسانها محبت کرد.
دوست و برادر و وطندار تان،
حسين اندرياس خان.
اين است شمار سرودهای که در مزامير (جمع زبور) ذکر شده که خداوند ميفرمايد که ما برای او و در ثنائی او سرودخوانی کنيم:
زبورهای:
7:17, 9:2, 9:11, 13:6, 18:49, 21:13, 27:6, 30:4, 30:12, 33:2, 33:3, 47:6, 47:7, 51:14, 57:7, 57:9, 59:16, 59:17, 61:8, 65:13, 66:2, 66:4, 67:4, 68:4, 68:32, 71:22, 71:23, 75:9, 81:1, 89:1, 92:1, 95:1, 96:1 ،96:2, 98:1, 98:4, 98:5, 100:2, 101:1, 104:12, 104:33, 105:2, 108:1, 108:3, 126:2, 135:3, 137:3, 137:4, 138:1, 138:5, 144:9, 145:7, 146:2, 147:1, 147:7, 149:1, 149:3, 149:5.

 


 

سوالهای شما  s