|
هرگز نه! شما کاملاً درست نگفتيد و انصاف نکرده ايد!
بايد ذکر کرد که مسيحيت يک مذهب ديگری نيست. مذهب نمی تواند انسان
را به خدا برساند و مذهب ساخته انسان است که توسط آن قيد و قيودات
انسانی را بالای انسانهای بيچاره زورنشانی ميکند. در حاليکه مسيحيت
راه حقيقی زندگی است. هيچ مذهبی نيسیت که مانند عيسی خداوند گفته
باشد: "من راه و راستی و زندگی هستم!" بلی، مسيحيت طريق حقيقی
زندگی برای انسانهاست. بالاتر و برتر از مذهب. مسيحيت به ما قدوسيت
خدا را درس ميدهد، نه آنطوريکه مذاهب آنرا فشار ميدهد بلکه از طريق
محبت و فيض خدا. خدا انسان را ماشين نساخته بلکه خدا انسان را آزاد
و با اختيار ساخته. خدا در عهد عتيق فرمود:
"امروز زمين و آسمان را بطور
گواه ميطلبم که من پيشروی تان دو راه زا گذاشته ام. يکی آنست که
اگر از من پيروی نکنيد که نتيجه آن خود را بدام جهنم انداختن است،
و ديگر آنکه راه نجات و برکات و زندگی ابدی. اما من شما را نصيحت
ميکنم که زندگی را اختيار کنيد تا شما هميشه زنده بمانيد." کتاب
تثنييه.
بلی خدا ما را ضرب سوته براه
نمی اندازد بلکه خدا ما را اختيار داده تا او را در روح و راستی
عبادت کنيم. ترس خدا آغاز علم و حکمت بوده و اين ترس چنين نيست که
در فشار انسانهای که خود را ارباب روحانيت ميدانند بی انجامد. بلکه
ترس خدا مقدس است که انسان را بسوئی آزادی از بردگی و چاکری شيطان
گامزن ميکند. خدا همه را دوست دارد و ميخواهد که دوست همه باشد.
عيسی مسيح فرمود:"من شما را دوست خود خوانده ام نه غلام، زيرا که
بادار همه چيز را بنوکرش نمی آشکارد. ولی من شما را دوست خوانده ام
و هرچيزی که دارم را از شما دريغ ننموده ام حتی جانم را فدای شما
کرده ام. دوستی بزرگتر ازين بيش نبوده که کسی جانش را برای دوستانش
فدا کند."
در حقيقت در کلام خدا ذکر شده
که انسان بنسبت گناهانش دشمن خداست، زيرا خدا قدوس و انسان ناپاک
است و قدوسيت نمی تواند با ناپاکی همکنار شود. در همين جاست که خدا
خودش انسان جور شده ما را بقدوسيت خود خواست. او اين را از طريق
فيضش زمانی انجام داد که بر روی صليب گناهان ما را گرفته خود را
فدا کرد تا کفاره شود تا گناهان ما را از بيخ بکشد و ما را از قيد
گناه برای هميشه و ابديت آزاد کند. |